سلام!
این هم re!!
تفريحي از جنس دلهره
Shinji Mikami پديدآورنده بازيهاي Resident Evil
اولين سري بازيهاي Resident Evil كه در ژاپن آن را با نام Biohazard
ميشناسند، توسط طراح خوشفكري به نام Shinji Mikami (شكل 1) ساخته شد و
در سال 1996به بازار عرضه شد.
او كه متولد سال 1965است، در سال 1990در حالي كه مدتي بود تحصيلات
دانشگاهيش را به اتمام رسانده بود، به شركت Capcom پيوست و در اولين
همكاريش با اين شركت، پروژهاي بازياي را براي Game Boy انجام داد.
سه پروژه بعدي او بازيهايي بودند كه هر سه اقتباسهايي بودند از فيلمها
و انيميشنهاي ديزني. اين پروژهها عبارت بودند از: «چه كسي براي راجر
رابيت پاپوش درست كرد؟» در سال 1991، «علاءالدين» 1993 و گروه كودنها
(Goof Troop) در سال 1994.
بعد از پخش پروژه آخر اين سهگانه، او پروژه جديدي را در دست گرفت كه
داستانش شباهتهايي با يكي از فيلمهاي ترسناك ژاپني به نام Sweet Home
داشت. اين پروژه كه يك بازي اكشن - ماجرايي ترسناك بود، قرار بود براي
دستگاههاي پرطرفدار آن زمان، يعني پلياستيشن ساخته شود.
حاصل اين پروژه، به يك بازي بسيار خلاقانه و جذاب به نام Biohazard تبديل
شد كه نام اين طراح گمنام را بسيار مشهور كرد. ايدههايي مانند انجام بازي
توسط دو قهرمان و روايت داستان از ديد قهرمان ديگر بعد از اتمام بازي،
طراحي زامبيها و غولهاي وحشتناك مراحل مختلف بازي و ايجاد فضاي جذاب و
ترسناك، اين بازي را در زمان خود بسيار مطرح كرد.
بعد از اين بازي بود كه اصطلاح جديد Survival Horror براي اين نوع ژانر از
بازي نيز به كار برده شد. اين اصطلاح در واقع شامل بازيهاي اكشن ترسناكي
ميشود كه در آنها قهرمان سالم بازي در نبرد با موجودات نيمهمرده يا
مريض (اكثراً زامبيها) قصد دارد پيروز شود و به زندگي خود ادامه دهد.
از بازيهايي كه بعد از اين بازي نيز براي توصيف ژانرشان اين اصطلاح به
كار رفت، ميتوان به Clock Tower ،Silent Hill ،Fatal Frame و Siren اشاره
كرد.
قسمت اول بازي هم در ميان منتقدان و هم در بين بازيدوستان معمولي تحسين
شد. داستان اين بازي در شهري خيالي به نام Raccoon City و در سال 1998 (دو
سال بعد از ساخت بازي) اتفاق ميافتد. گروهي از آدمكشهاي مهيب، اداره
شهر را در اختيار گرفتهاند و شهروندان را در خانههاي خود مورد حمله قرار
ميدهند.
به همين منظور، تشكيلات دفاعي شهر گروهي از تيمهاي نظامي، يعني گروه بتا
را براي از بين بردن آدمكشها ميفرستد، اما بعد از مدتي ارتباط اين گروه
با فرماندهان قطع ميشود و به همين منظور گروه آلفا مأموريت پيدا كردن
گروه بتا و همچنين نابوديِ آدمكشها را به عهده ميگيرد.
اين گروه هليكوپتر سقوط كردهِ گروه بتا را مييابد، ولي اثري قابلتوجه
از اين گروه را، پيدا نميكند. در همين حين گروه آلفا توسط سگهاي هار
مورد حمله قرار ميگيرد و يكي از اعضاي آن كشته ميشود و از طرف ديگر
خلبان هليكوپتر گروه نيز، به طرز مشكوكي آنها را ترك ميكند و به اين
ترتيب اين گروه به عمارتي بزرگ و چند طبقه و در عين حال مخوف و اسرارآميز
ميرسد و با جدا شدن از هم، جستوجوي خود را براي كشف رازهاي اين جنايات،
در اين خانه انجام ميدهند و در واقع داستان تمام بازي در اين خانه ادامه
پيدا ميكند.
با ادامه مسير شخصيت بازي در اين خانه كمكم اعضاي كشته شده گروه بتا نيز
پيدا ميشوند و راز اين تغيير و تحول نيز به مرور كشف ميشود. در واقع يك
گروه از دانشمندان خلافكار گرد هم جمع شدهاند و تشكيلاتي به نام Umbrella
را درست كردهاند و دارويي ساختهاند كه نوعي ويروس به نام T است و باعث
ميشود «موتاسيون» يا جهش را در ژنهاي آدمي ايجاد كند و آنها را شبيه
حيوانات وحشي و هار كند.
اين ويروس بسيار مسري است و با گاز گرفتن انسان مبتلا، به ديگري نيز منتقل
ميشود. (به همين خاطر در نسخههاي ژاپني بازي اسم اين بازي Biohazard،
است. يعني تهديدي كه توسط يك مولكول بيولوژيكي براي انسان ايجاد ميشود.)
موجودات مبتلا به اين ويروس كه نمونههايي از آنها در فيلمهاي قبل از
بازي ديده شده بودند، «زامبيم نام گرفتند.
در ادامه بازي قهرمان بازي بايد آزمايشگاه نسخهبرداري اين ويروسها را
بيابد و آن را از بين ببرد. بسته به نوع كاراكتر انتخابي در بازي
اتفاقهاي مختلفي ميافتد و بعد از اتمام بازي ميتوان داستانهاي گفته
شده را از ديد قهرمان ديگر بازي نيز تجربه كرد.
همانطور كه گفته شد، قسمت اول بازي بسيار موفق شد. اين بازي پرفروشترين
بازي آن زمان آمريكاي شمالي لقب گرفت و در اكثر سايتها نمرههاي بالايي
را به خود اختصاص داد. موفقيت بازي به حدي بود كه بلافاصله نويسندهاي به
نام S.D.Perry شروع به نوشتن رماني ترسناك بر اساس آن كرد.
اين رمان سرانجام در سال 1998منتشر شد و لقب «اولين رمان نوشته شده از يك بازي كامپيوتري» را براي خود كسب كرد.
سپس رمانها و كميكاستريپهاي ديگري نيز از اين بازي ساخته شدند. در شكل
3 نمايي از محيط قسمت اول بازي را ميبينيد و در شكل 4 عكس روي جلد كتاب
Resident Evil را مشاهده ميكنيد.
ساخت قسمت دوم بازي در سال 2006 و همزمان با موفقيتهاي قسمت اول شروع شد.
اين بازي در سال 1998ابتدا براي پلياستيشن به بازار آمد و سپس نسخههاي
پيسي، Nintendo 64 ،Sega و GameCube آن نيز منتشر شد. از لحاظ فضا، اين
بازي نيز مانند قسمت اول بود و مانند آن، داستان بازي در فضايي ترسناك
روايت ميشد و بازي شامل قسمتهاي اكشن - ماجرايي ميشد.
بازي نسبت به قسمت قبلي داراي پيشرفتهاي گرافيكي و صوتي بود. اين بازي هم
مانند قسمت قبل قابل انجام توسط دو قهرمان بود و هنگامي كه با يك شخصيت
بازي را تمام ميكرديد و بازي را ذخيره مينموديد، بازي ديگر قابل انجام
ميشد.
براي هر شخصيت بازي دو داستان مجزا، و در مجموع چهار داستان و سناريو براي
بازي طراحي شده بود و اعمالي كه توسط يك شخصيت بازي انجام ميداديد، در
سرنوشت شخصيت بعدي بازي نيز دخيل بود.
داستان بازي به هجوم زامبيهاي آزاد شده به شهر راكون ميپرداخت كه در
ميان آنها دو شخصيت سالم، يكي افسر پليس و ديگري دختر جواني كه به دنبال
برادر خود به شهر راكون آمده بود، بهعنوان شخصيتهاي قابل هدايت بازي
معرفي ميشدند.
اين بازي هم بازي موفقي از آب در آمد و نقدهاي مثبت زيادي برايش نوشته
شد. در بازار هم 8/5 ميليون نسخه از آن فروش رفت تا ثابت كند كه اين بازي
هم مانند اولين قسمتش داراي طرفداران زيادي است.
بعد از موفقيت اين بازي هم كتابي به نام «شهر مردگان» از روي اين بازي نوشته شد.
سومين بازي در سال 1999با نام Resident Evil 3 :Nemesis وارد بازار شد.
داستان اين بازي از دو نيمه تشكيل ميشد: در قسمت اول وقايع 24 ساعت قبل
از ماجراهاي بازي قسمت دوم را روايت ميكرد و در نيمه دوم ماجراي
شخصيتهاي بازي در يك روز پس از داستان آن بازي را دنبال ميكرد.
دومين فيلم ساخته شده Resident Evil كه Apocalypse نام دارد، اكثر داستانش
از روي همين بازي نوشته شده است. از روي داستان اين بازي كتاب ديگري نيز
به نام همين بازي نوشته شد.
اين بازي براي دستگاه Play Station ساخته شد و سپس به پيسي، DC و GameCube نيز منتقل شد.
قسمت بعدي بازي در سال 2000 و براي دستگاههاي Sega Dreamcastساخته شد.
شركت Capcom هيچگاه روي اين بازي لقب «چهارمين قسمت» را نگذاشت و ترجيح داد آن را Resident Evil: Veronica بنامد.
اين بازي سپس براي دستگاههاي PlayStation3 وGameCube نيز ساخته شد.
در فاصله سالهاي 2000 تا 2005 اين شركت نسخههاي ديگري از بازي را نيز
تهيه كرد كه اكثراً نسخههايي بود از بازيهاي قبلي كه به سكوهاي ديگر
انتقال يافته بودند. اين نسخهها با نامهاي Survivor ،Gaiden ،Zero ،Dead
Aim و Outbreak براي GameCube و PlayStation2 ساخته شد و موفقيت خاصي را
نصيب اين شركت نكرد.
تمام تلاش اين بود كه بازي قسمت چهارم را با دقت بيشتر و صرف وقت مناسب
توليد شود تا Capcom بتواند دوباره به روزهاي خوب خود بازگردد. سرانجام
انتظارها پايان يافت و قسمت چهارم بازي در سال 2005 ابتدا برايGameCube و
سپس به ترتيب براي PlayStation 2 ،PC و Wii به بازار عرضه شد.
در آماري كه در فوريه 2006 گرفته شد، تخمين زده شد كه در حدود سي ميليون
نسخه از مجموعه اين بازيها، تا آن تاريخ به فروش رفته است كه آمار جالبي
در بازيهاي كامپيوتري، به شمار ميرود؛ آن هم در مورد يك بازي آسيايي.
قسمت چهارم
قسمت چهارم بازي ابتدا برايGameCube در ژانويه 2005 پخش شد و در بيست روز
نخست انتشارش تنها در ايالات متحده توانست به فروش خوب 320 هزار نسخهاي
دست يابد. در اروپا نيز دويستهزار نسخه از اين بازي در ماه اول فروخته
شد.
در اكتبر همان سال نيز نسخه PlayStation 2 بازي عرضه شد و اين نسخه نيز
فروش خوبي كرد. به طوري كه مجموع فروش اين بازي در اين دو كنسول، در
ژانويه سال 2006 به سه ميليون نسخه رسيد. نسخههاي GC و PS2 بازي توانست
بسيار موفق عمل كند و در بسياري از سايتها نقدهاي خوبي در مورد آن نوشته
شد و حتي جوايزي را نيز از آن خود كرد.
در نمايشگاه E3 سال 2004 نسخه GameCube بازي توانست جايزه بهترين بازي
اكشن، بهترين گرافيك، بهترين صدا و بهترين بازي نمايشگاه را به خود اختصاص
دهد.