sims47 team:gamelife

این انجمن مشکل ی دارد به جای ی در تیتر ها از شیفت +ایکس استفاده کنید (ي)
 
الرئيسيةالرئيسية  اليوميةاليومية  پرسشهاي متداولپرسشهاي متداول  ثبت نامثبت نام  ليست اعضاليست اعضا  گروههاي کاربرانگروههاي کاربران  ورود  

شاطر | 
 

 خواب!!!!!!!!!!!!!

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
rasool bazi khor
دوست صمیمی خودم شدی عزیز
دوست صمیمی خودم شدی عزیز
avatar

تعداد پستها : 386
محل زندگي : tehran
Registration date : 2008-03-27

پستعنوان: خواب!!!!!!!!!!!!!   الخميس أبريل 03, 2008 1:00 pm

اون هايي كه بازي هاي اكشن-ترسناك ميكنند: تا حالا شده بد جوري ذهنت درگيرش بشه به طوري كه خوابش رو ببيني!؟ اگه ديدي ميشه واسه ما تعريف كني...!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Honey
دوست صمیمی خودم شدی عزیز
دوست صمیمی خودم شدی عزیز
avatar

تعداد پستها : 383
Age : 28
محل زندگي : Never Land
Registration date : 2008-02-27

پستعنوان: رد: خواب!!!!!!!!!!!!!   الجمعة أبريل 04, 2008 4:25 am

آره...فت و فراوون.!
من از اين خوابا قبلا زياد ميديدم ولي جديدا نه.دو سه تاش بيشتر يادم نيست.
خوب يكيشو تعريف ميكنم:
نزديكاي عصر بود وهوا ابري وگرفته.مه بي جاني همه جا را فرا گرفته بود.من وبرادرم بيرون بوديم.شهر متروكه شده بود وكمتر جايي از حمله ي زامبي ها در امان مانده بود.خانه اي ديديم و سريع رفتيم تو و درو بستيم.توي خانه مرتب بود و چيز خطرناكي نبود.برادرم رفت تو آشپزخونه كه يه چيزي واسه خوردن پيدا كنه كه يهو از بيرون صدايي اومد...من درو محكم نگه داشتم و از چشمي در نگاه كردم...
ناگهان يك زامبي رو ديدم كه داشت با تبر آهسته به در نزديك ميشد.آروم داداشمو صدا كردم.زامبي داشت آرام آرام با تبرش به در ميزد.ما هم همونطور كه درو گرفته بوديم بي سرو صدا يه اسلحه! Exclamation از جيبامون در آورديم وآماده وايساديم كه ناگهان موبايل من كه دست داداشم بود زنگ خورد و صداي بلندش همه جا پيچيد!!منم وحشتزده هي بهش ميگفتم قطعش كن.اونم هول شده بود.هر لحظه ممكن بود زامبي درو بشكنه وحمله كنه.....
يه دفعه از خواب پريدم وفهميدم كه آلارم گوشيم به صدا در اومده!!!



يكي ديگم اين بود كه خواب ديدم دارم از دست نمسيس فرار ميكنم.پشت ديوار قايم شده بودم و وقتي يه ور ديگه رو نگاه كرد اومدم بدوم كه روي خاكها خوردم زمين.اونم منو منو ديد وبا سرعت هر چه تموم دويد طرفم.....!! What a Face affraid affraid
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://www.flamingo.parsiblog.com
rasool bazi khor
دوست صمیمی خودم شدی عزیز
دوست صمیمی خودم شدی عزیز
avatar

تعداد پستها : 386
محل زندگي : tehran
Registration date : 2008-03-27

پستعنوان: رد: خواب!!!!!!!!!!!!!   الجمعة أبريل 04, 2008 4:28 am

وایییییییی!
هانی جان 1 پیشنهاد!!!
1 کم کمتر re بازی کن!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Honey
دوست صمیمی خودم شدی عزیز
دوست صمیمی خودم شدی عزیز
avatar

تعداد پستها : 383
Age : 28
محل زندگي : Never Land
Registration date : 2008-02-27

پستعنوان: رد: خواب!!!!!!!!!!!!!   الجمعة أبريل 04, 2008 4:32 am

نه اتفاقا با حال بود...
يك خواب طولاني با حال تر هم ديدم كه اينقد برام جالب بود كه يادداشتش كردم!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://www.flamingo.parsiblog.com
Honey
دوست صمیمی خودم شدی عزیز
دوست صمیمی خودم شدی عزیز
avatar

تعداد پستها : 383
Age : 28
محل زندگي : Never Land
Registration date : 2008-02-27

پستعنوان: رد: خواب!!!!!!!!!!!!!   الجمعة أبريل 04, 2008 5:23 am



يه خواب ديگه:

ساعت چيزي حدود 10 شب را نشون ميداد.مردم هم در خيابان بودند.منم برا اولين بار اون وقت شب به تنهايي بيرون بودم.داشتم در محله مون گشت ميزدم كه ديدم تو كوچه روبرويي يه خرت و پرتايي ريخته.رفتم جلو ببينم چه خبره كه يه دسته تار سفيد درخشان با فاصله ي ميلي متري از جلوي صورتم گذشت.وسط كوچه رو نگاه كردم ديدم يه عنكبوت سياه گنده ي سه متري! affraid دو نفرو تو چنگالش گرفته و آروم آروم داره جلو مياد.بر گشتم كه فرار كنم دوباره يه عنكبوت نارنجي گنده تر(ترس ياهويي) رو ديدم كه داشت طرفم ميومد.سريع دويدم و از فاصله ي بين ديوار وپاي عنكبوت رد شدم ورفتم تو حياطمونو درو بستم.چند دقيقه بعد دوباره ديدم عنكبوته تو پاركينگه.در رفتم اومدم بيرون كه داداشمم بيرون ديدم.داشتيم سريع ميرفتيم كه يه بچه دايناسور قهوه اي جلو مون سبز شد. ما هم هر كدوم يه اسلحه كشيديم وبهش تير زديم.ولي چيزيش نشد.فقط افتاد زمين.بعد روش بنزين ريختيم كه آتيشش بزنيم وزديم ولي بازم زنده موند.اونموقع ديگه با يه ديناميت!! Exclamation كارشو ساختيم...بعدش رفتيم به يه اتاقك.قبل از ورود به اتاق دقت كرديم كه گوشه وكنارها آدم عنكبوتي نباشه تا تار لزج به ما پرت كنه وما هم از اونايي شيم.بعدش يه يارو تو اتاق بود كه همش ميگفت از يك بريم يا دو؟از سه هم ميشه...من نفهميدم چي ميگه.يهو ديدم سه تا دريچه كف اتاقه كه روش شماره داره وراه خروج بود.......



ببخشين سرتونو درد آوردم.اون موقعها زياد فيلم اكشن ميديدم و زياد بازي ميكردم.البته الانم همينطور ولي ديگه خواب جالب مثه اينا نديدم. Rolling Eyes Wink

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://www.flamingo.parsiblog.com
rasool bazi khor
دوست صمیمی خودم شدی عزیز
دوست صمیمی خودم شدی عزیز
avatar

تعداد پستها : 386
محل زندگي : tehran
Registration date : 2008-03-27

پستعنوان: رد: خواب!!!!!!!!!!!!!   الجمعة أبريل 04, 2008 5:31 am

eyval baba!!!!!!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
amin
مدیر
مدیر
avatar

تعداد پستها : 626
محل زندگي : يه جای دور
Registration date : 2007-07-06

پستعنوان: رد: خواب!!!!!!!!!!!!!   السبت أبريل 05, 2008 12:28 am

واقعا چه خوابهاي عجيبي من كه بچه بودم واقعا ميترسيدم ولي الان انگار ديگه از هيچي نميترسم چون هر چقدر هم كه بازي ترسناك بازي ميكنم شب كه سرم رو روي بالش ميزارم صداي خر و پفم رفته به آسمون ديگه هيچ خبري از ترس نيست شما چطور اينطوري هستيد؟؟؟ يا من يه چيزيم شده!!!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://sims47.sub.ir
rasool bazi khor
دوست صمیمی خودم شدی عزیز
دوست صمیمی خودم شدی عزیز
avatar

تعداد پستها : 386
محل زندگي : tehran
Registration date : 2008-03-27

پستعنوان: رد: خواب!!!!!!!!!!!!!   السبت أبريل 05, 2008 2:47 am

man ham jadidan intory shodam!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Honey
دوست صمیمی خودم شدی عزیز
دوست صمیمی خودم شدی عزیز
avatar

تعداد پستها : 383
Age : 28
محل زندگي : Never Land
Registration date : 2008-02-27

پستعنوان: رد: خواب!!!!!!!!!!!!!   الأحد أبريل 06, 2008 3:05 pm

من از اول اينطوري بودم.يعني ميترسيدما ولي به روي خودم نمي آوردم الانم كه اصلا نمي ترسم.اون خوابهايي هم كه گفتم مال قبلا هست.جديد نيست
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://www.flamingo.parsiblog.com
amin
مدیر
مدیر
avatar

تعداد پستها : 626
محل زندگي : يه جای دور
Registration date : 2007-07-06

پستعنوان: رد: خواب!!!!!!!!!!!!!   الإثنين أبريل 07, 2008 1:03 am

آره آدم از يك سني بگذره ديگه نميدونم از هيچي چرا نميترسه!!(البته از بعضي چيزها كه در دنياي واقعي هستند چرا Wink)
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://sims47.sub.ir
JAVAD
می دونی دیگه داری می ری تودلا
می دونی دیگه داری می ری تودلا
avatar

تعداد پستها : 286
محل زندگي : tehroon
Registration date : 2008-05-09

پستعنوان: رد: خواب!!!!!!!!!!!!!   الإثنين يوليو 07, 2008 3:07 pm

من بیشتر خواب های احساسی میبینم تا ترسناک

اما اگر از چیزی بترسم قبل از خواب هست Sleep
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://www.8902130.90839058.com
bahare
صمیمی تر از قبل
صمیمی تر از قبل
avatar

تعداد پستها : 516
Registration date : 2007-07-18

پستعنوان: رد: خواب!!!!!!!!!!!!!   الأحد يوليو 13, 2008 1:50 pm

اما من مطمئنم که حتی اگه 1000 سالمم بشه باز از یه چیزی میترسم.یه چیزی که اگه قبل از خواب ببینمش (حتی عکسشو)تا صب همش خوابای وحشتناک میبینم.به چیزی که به طرز عجیبی ازش وحشت دارم.این وحشتی که میگم ینی وحشت واقعی.اون چیز وحشتناک چیزی نیست جز:



سوسک!


به خدا ترسناک ترین چیزی که تا حالا دیدم سوسکه.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://pckhor.persianblog.ir/
محمد علی هماپور
زرنگیا!!!
زرنگیا!!!


تعداد پستها : 38
محل زندگي : کرج . چهل و پنج متری گلشهر . بهار غربی.شهرک بهاران.یکم شمالی
Registration date : 2010-03-24

پستعنوان: رد: خواب!!!!!!!!!!!!!   الأحد مارس 28, 2010 8:30 am

واقعا که ترسویی
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
 
خواب!!!!!!!!!!!!!
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
sims47 team:gamelife :: بازيهاي كامپيوتري :: بحثهاي عمومي پيرامون بازيها-
پرش به: